خرید بک لینک

درباره سایت

Dreams

آخرین مطالب

امکانات وب


اوووووووه :)) از بیخ گوشمون گذشت :)) پوپینگ این مای تروزز

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50


وقتی به طور افراطی شادم یعنی

خیلی غم دارم...

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50


A million voices inu2005youru2005head that whisper,u2005"Stop, now"

It's your reflection looking back to pull you down

You gotta conquer the monster in your head and then you'll fly
Fly, phoenix, fly
It's time for a new empire
Go bury your demons then tear down the ceiling
Phoenix, fly

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50



حس کن مرا در شیطنت هایم در آغوشت ...

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50

قشنگ روزگار من ، خورشیدکم مرا به خاطر نگه دار

صحنه ی آخر:

با شیطنت میگوید : تموم شد ینی ؟ ( لبش را می بوسد، میخندد طرف مقابل ، میخواهد برود ... )

+رژی شدی خب ! ( لبش را پاک میکند ، در را باز میکند که برود ، گردنش را می بوسد باز )

+گردنتم رژی شد :))

الله اکبر (میخندد )

...

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50


اونجا ک شاهر میگه :

رفت ، نفسم رفت ...

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50


حالمان داشت خوب میشد ک باز کسی را باور کردیم

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50


کاش میشد وقتی اخوان ثالث میگه"برو آنجا که تو را منتظرند" ازش پرسی تکلیف ماهایی که هیشکی هیچ جا منتظرمون نیست چیه؟

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50


محبتی که ابراز نشود ،

در دل می ماند ،

در دل می گندد ...

در دل غم می شود !

غم دارم ،غمی به وسعت زیبایی چشمانت ...

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:50


دلتنگم و با هيچکسم ميل سخن نيست

Chapter 2

*شکایت از که کنم؟ که خود به دست خود آتش بر دل خون شده ی نگران زده ام

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:19


بيدار مانده ام

كه تو را مثنوي كنم

آسوده تر بخواب

عزيز دلي هنوز

Chapter 2
Over react vs under react

both lead us to a feeling which we are avoiding :)

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:19


But it hurt just as bad when I had to watch you go


(Chapter 2)

* تمومش کن ... خواهش میکنم ! قابل تحمل نیست برا من بیشتر از این ... فقط تمومش کن ... خواهش میکنم

* قول دادی ب من ! نباید بخاطرت قلبم درد بگیره ، نه ! واقعی نیس همش تلقینه

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:19


زیر لبی گفتیم گور بابای عشق و عاشقی!

ولی دلمون پاره میشه واسه نبودنت دلبر...

* چقدر خوبه ! اذیت کردنش .... از ته دل بهم میچسبه :))

* خواسم بهش بگم تو سریال باب اسفنجی، یه جایی پاتریک میگه ک زشت بودنت باب اسفنجی باعث میشه بقیه نسبت به خودشون حس خوب پیدا کنن ، حالا وجود شومام همینطوره باعث میشه بیشتر از زندگیم با ارش لذت ببرم :))

* he cant >:) he called me seductive lucifer

i trully am :) actually i took that as a compliment :)) sry dude

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:19


کاش همهچی قدِ خندههایِ تو خوشگل بود

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:19


تو ک میدونی به چشای نازت وابسته س دلم ....

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:19


دنیا همه شعر است به چشمم، اما

شعری که تکان داد مرا «چشم تو» بود

چشمای لعنتیت ، چشمای لعنتیت پسر، وقتی ..... :)

عالی بود امروز عااااااالی :)

Chapter 2

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:19


جایی هم میگه :

چشمانت مانند حکومت نه عدل دارد نه رحم و نه مساوات ....

ولی چه فایده وقتی من دارم بیخیالش میشم ؟ :(

برچسب: نویسنده: پرهام حبیبی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:19

صفحه بندی